السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
833
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
و پاسخ چنين است : اين سخن قدحى نسبت به معاويه نيست مگر اينكه فعلى كه انجام داده بدون تأويل بوده باشد و بارها ثابت كردهايم كه اين يك تأويل است كه بر اساس كلام على احتمال مىرود ؛ بر اين مبنا كه او از اهل اجتهاد است ، و نهايت اين كه مجتهد خطاكار است ، و او مأجور است و عيبى بر او نيست . » « 1 » و از اين سخن روشن مىشود كه گفتهاش در « الصواعق » : « اين حديث ، مورد طعن قرار گرفته است . » چيزى جز از سر عناد و عصبيّت نيست . و الّا با طعنه زدن در سندش پاسخى به حديث مىداد ، به جاى آن كه براى معاويه به اجتهاد كردن در جنگش با امام وقت خود عذر آورد . امّا در مورد گفتهاش : « بر پايهى نقلهاى فراوانش حسن است بر خلاف ادّعاى كسانى كه آن را ساختگى مىدانند و كسانى كه ادّعاى صحّت آن را دارند ، و كسى كه آن را مطلقاً حسن مىداند » اين نكته مخفى نيست كه صحيح بودن و ثابت بودن حديث افزون بر حُسن مطلق آن دانسته مىشود ، بلكه حديث متواترى است كه قطعاً صادر شده است ، همانگونه كه پيشوايان بزرگ بر آن نص دارند . پس آن را به خاطر داشته باشيد . و نيز ابنحجر در « تطهير الجنان » گويد : « ابنعبّاس گفت : و اين - يعنى خبر دادن على به چيزهاى غيبى و اتّفاق افتادن آن از اين جهت بود كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم از كارهاى غيبى او را آگاه مىفرمود ، پس او از آنها خبر مىداد همانگونه كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به او خبر داده بود و كسى كه خبر دادنش مستند به خبر دادن آن راستگو صلى الله عليه و آله و سلم باشد ، جز راستگو نخواهد بود . و در اين منقبت بسيار والايى براى على است . از اين رو كه او صلى الله عليه و آله و سلم از دانشهاى غيبى به او بخشيده است و لذا باب علم نبوى و امينِ راز علوى بود . » « 2 » آيا نمىبينيد كه چگونه با اطمينان كامل اين حديث را مىآورد و آن را از
--> ( 1 ) . تطهير الجنان حاشيهى الصواعق / 74 . ( 2 ) . تطهير الجنان حاشيهى الصواعق / 112 .